گاه نوشته های یک طراح وب

اینجا تجربیات و گاه نوشته های روزانمو قرارمیدم

۱۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «zoheir» ثبت شده است

#ریکاوری

این یه هفته که گذشت نتونستم کار خاصی انجام بدم ... نمیدونم اصن میام خونه اینجوری میشم ... میشینم زل میزنم به لپ تاپم ... اینجور که میبینم من باید برای همیشه از خونه دور باشم ... البته وقتی خودم تنهام کارا رو خوب پیش میبرم ... این یه هفته رو سعی کردم زود بخوابم و صبح زود بیدار بشم ... تلاش خوبی بوده الان نهایتا دیگه 1 میخوابم صبح 8.30 بیدارم :دی

کتاب عقاید یک دلقک رو هم شروع کردم ... خیلی دارم باهاش حال میکنم ... هانس شخصیت جالبی داره و علاقه شدیدی نسبت بهش پیدا کردم ...

روزا اصلا نمیشه کد زد به هیچ وجه ... سکوت شب و شنیدن صدای کیبورد چیزایی هستن که تو روز پیدا نمیشن ... خلاصه اینکه منتظرم این هفته هم بگذره ...

پ ن : فضای بیان خیلی سرد شده ... اونایی که میخونمشون یا رفتن یا کم مینویسن :/

آهنگ پیشنهادی : RadioHead - Karma Police

recovery

۰۹ بهمن ۹۵ ، ۰۱:۱۱ ۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
زهیر

#با همه سختیاش این زندگی لعنتی ادامه داره ...

این مدت خیلی دوست داشتم بنویسم از کار هایی که انجام میدم حتی راجع به پروژه درسی ، حالا با اینکه شاید بگین پروژه درسی که دیگه چیزی نیست ... نه این پروژه خیلی پروژه خوبی بود همونجور که تا حدودی تو پست قبل راجع بهش گفتم ... تو شی گرایی به تسلط رسیدم و میشه گفت یه اعتماد به نفس دوباره گرفتم ... البته فاز سومشو هم قراره بنویسم و باید تا 29 همین ماه بعنی تقریبا تا سه روز بعد از آخرین امتحان اینجا بمونم ...

امتحانا هم شروع شده اولین امتحان ریاضی 2 بود و به معنای واقعی ریدم فعلا که تو سیستم 5 ثبت شده اما به استاد ایمیل زدم گفت قبل تأیید نهایی تغییرش میده ... امیدوارم بالای 9 بده چون اگه زیر 9 بشم مشروط میشم حتی نمره برنامه نویسی هم دیگه نمیتونه کمک کنه ... اما بگذریم از درسای تخمی که به هیچ دردی نمیخورن ...

خب برم سراغ پروژه تیممون ... همونجور که قبلا هم گفتم چون فعلا هر سه نفرمون درگیر امتحانا پایان ترم هستیم متوقف شده اما به زودی شروع میشه و به احتمال زیاد تا قبل 28 ام همین ماه پروژه درسیو تکمیلش کنم و 2 روزی که اینجا هستم با بچه ها کدنویسیشو شروع کنیم ... راجع به پروژه هم به همین توضیح اکتفا میکنم و اون اینکه شامل یه سیستم تحت وب ، ربات تلگرام و اپلیکیشن اندروید هستش که هر سه از یه دیتابیس تغذیه میکنن ... پروژه بلند مدتیه ... برنامه نویسی تحت وبشو من انجام میدم ، ربات رو احسان و اپ رو هم محمد مینویسه ... فعلا تا همین اندازه بیشتر نمیتونم بگم ... وقتی به مرحله اجرا رسید بیشتر راجع بهش مینویسم ... بین ترم خیلی مهمی رو پیش رو دارم و فقط احساسمو در همین حد میتونم بگم که واقعا هیجان زده و بدجور تشنه این چالشم :-)

۱۴ دی ۹۵ ، ۱۶:۳۹ ۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
زهیر

#عادت

عادت!

عادت،ناجوانمردانه‌ترین بیماری‌ست ،زیرا هر بداقبالی را به ما می‌قبولاند،هر دردی را و هر مرگی را.

در اثر عادت،در کنار افراد ِ نفرت‌انگیز زندگی می‌کنیم،به تحمل زنجیرها رضا می‌دهیم، بی‌عدالتی‌ها و رنج‌ها را تحمل می‌کنیم.به درد،به تنهائی و به همه چیز تسلیم می‌شویم.

عادت،بی‌رحم‌ترین زهر زندگی‌ست. زیرا آهسته وارد می‌شود،در سکوت ،کم‌کم رشد می‌کند و از بی‌خبری ما سیراب می‌شود و وقتی کشف می‌کنیم که چطور مسموم ِ آن شده‌ایم،می‌‌بینیم که هر ذرۀ بدن‌مان با آن عجین شده است، می‌بینیم که هر حرکت ما تابع شرایط اوست و هیچ داروئی هم درمانش نمی‌کند.

#یک_مرد

#اوریانا_فالاچی

پ ن : با وجود خستگی لعنتی که فعلا قصد نداره از من بیرون بکشه امروز دیگه شروع کردم ... هرچقدر خوابیدم بسه ! اگه میخواست با خوابیدن رفع بشه که تا الان رفع شده بود ... نباید یادم بره که تنها 4 چیز هست که میتونه این خستگیو رفع کنه : کُد زدن ، کتاب ، موزیک ، فیلم
tired
۲۰ آذر ۹۵ ، ۱۶:۵۳ ۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
زهیر

#تا جنون راهی نیست !

این چند روز خیلی فکرم درگیر بود بخشی از این درگیری مربوط به قسمت آگاه مغزم بود و خودم میفهمیدمش .... بخش دیگه اش هم تو اون قسمت نا خود آگاه مغزم بود که بیشتر از همه CPU مصرف میکرد و کلا باعث خستگیم شده بود ... امروز تقریبا به مرز جنون رسیدم البته قبل از اینکه ادامه PHP رو کار کنم ... باید بتونم افکاری که تو ناخودآگاهم هست رو شناسایی کنم تا اینقدر ازم انرژی نگیره ... از ساعتا 10 تا همین الان درگیر یادگیری PHP بودم ... این چند روز با اینکه این افکار لامصب هجوم اوردن اما از یادگیری دست نکشیدم .... دو جلسه دیگه میرسم به قسمت شیرین کار با دیتابیس ... درسته این بخش از آموزشا یکم رو اعصابه و بیشتر چیزای اولیه و معرفی توابع PHP هستش اما دلم به اون آخرا که بیشتر پروژه عملی و  MVC هستش گرمه

امیدوارم بتونم این مشکل نا خودآگاهمو حل کنم ... جالبیش اینه نمیدونم صرف فکر کردن به چی میشه و این منو بیشتر آزار میده ... میدونم درکش شاید سخت باشه اما همینه که هست باید بفهممش ... نمیتونم اجازه بدم اینجوری ضد حال بزنه و برینه به اعصابم !

madness2

۱۱ آذر ۹۵ ، ۰۵:۰۴ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
زهیر

#تعامل HTML CSS JavaScript PHP و اتمام یادگیری Ajax

قبل از اینکه یادگیری PHP رو شروع کنم تو دوره جاوااسکریپت یکمی AJAX رو کار کرده بودم ولی به تسلط نرسیدم و درکش نکردم چون یه بخش خیلی مهمش وابسته به PHP بود ... امشب با چندین بار تمرین پروژه وبلاگ تونستم به راحتی درخواست AJAX رو با جاوا اسکریپت بفرستم سمت سرور و اطلاعات رو بدون رفرش شدن مرورگر تو صفحه نمایش بدم ... خیلی جذاب بود ... خوب شد PHP رو شروع کردم تا قبلش فکر میکردم هرچی هیجان بود تو همون جاوا اسکریپت خلاصه میشد اما الان که تعامل این چندتا زبان رو با هم دیدم کلی ذوق مرگ شدم ... انقدر با این تعامل حال کردم که 4 بار این تمرین رو از اول کد زدم ... 

خلاصه اینکه امشب خیلی حال داد :)

ajax

۰۷ آبان ۹۵ ، ۲۱:۵۰ ۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
زهیر

#سورپرایزی در راه است ...

goodnews

۰۴ آبان ۹۵ ، ۲۰:۲۳ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
زهیر

#تولدی دوباره

از دو روز پیش چندتا تصمیم جدی گرفتم و مکتوبشون کردم ... اول اینکه هر یک ساعت یک بار موقع کار به چشمام یه استراحتی بدم ... به هر حال این چشما باید تا روزی که شرط break حلقه زندگی اجرا بشه کار کنن ... بعدش اینکه یه سری رژیمای غذایی رو اضافه کردم و یه سریو کلا حذف کردم و به این صورت هستش که روزانه حد اقل دو لیوان شیر بخورم + یه چاشنی برا شیرینی .... نوشابه ، فست فود ، چیپس و تنقلات تا اطلاع ثانوی تعطیل ... البته ورزش رو هم تو برنامه قرار دادم ولی هنوز اجرا نشده ... خب همینا دیگه چیز خاصی نبود ... در حال حاضر هم درگیر یه پروژه برا وبسایت یکی از تیم هایی که قراره باهاشون کار بکنم هستم ... همینا باعث شده برنامه آموزشیم متوقف بشه ... حتی اون پروژه اسلایدر رو هم تمومش نکردم ... این وبسایت رو راه اندازی کردم بازم میرم و با همون جاوا اسکریپت ادامه میدم و به این راحتیا ازش نمیگذرم چون خیلی باهاش کار دارم ... در آینده نمیخوام فقط تو زمینه طراحی وبسایت کار کنم بلکه میخوام اپلیکیشن تحت وب هم بنویسم ... اینم تا اینجای کار تا ببینیم چی پیش میاد :)

پ ن : 20 شهریور هم میرم دانشگاه

۰۷ شهریور ۹۵ ، ۱۷:۳۳ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
زهیر

#این دیگه چه وضعشه

امان از این نخوابیدن های الکی ... داره حالم از خودم بهم میخوره برنامم به هم ریخته از همینجا میگم از فردا به این وضع مسخره خاتمه میدم دیگه واقعا حالم از خودم بهم میخوره اونم بخاطر این بیدار بودنا و صبح خوابیدن ... درضمن بیدار موندنم کلا پوچ شده و هیچ کاره مفیدی نمیکنم فقط pes بازی میکنم روانی شدم از این وضع ... از فردا کلا خوابمو تنظیم میکنم میرم سراغ برنامه هام و به این وضع تخماتیک خاتمه میدم ... رمان کوری هم چند روز پیش بدستم رسیده باید شروع کنم ... حالم از وضع بهم میخوره ... تنها چیزی که میاد تو ذهنم فحش به خودمه همین الانم اعصاب ندارم و باید بخوابم ! 

پ ن : فحش به خودم :/

۲۷ مرداد ۹۵ ، ۰۷:۳۲ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
زهیر

#هجوم افکار و خستگی بیش از حد

4 روز پیش یه سری اتفاقا افتاد کلا فکرمو مشغول کرد ... باعث شد حتی این چند شب خواب درست و حسابی نداشته باشم ... طی چند روز نتونستم هیچ کار خاصی انجام بدم فقط و فقط فکر فکر فکر ... همیشه فکر میکردم فعالیت های جسمانی آدمو خسته میکنه ولی الان میبینم فکر بیشتر از هر چیزی انرژیو از آدم میگیره ... با اینکه دیشب تقریبا خوب خوابیدم باز هم احساس خستگی میکنم ... در ضمن فکر کنم چشمام هم ضعیف شدن امروز قراره برا فردا از چشم پزشکی نوبت بگیرم ولی معلوم نیست فردا دکتر باشه یا نه !

با این حال همین الان که از خواب پا شدم برنامه نویسی یه اسلایدر جی کوئری رو شروع کردم ...

با اینکه احساس خستگی میکنم و احساس میکنم نیاز به استراحت بیشتری دارم ولی علاقه رو نمیتونم کنار بزارم ... این وابستگی به کد هر چند شدید و هر چند افراطیه ولی دوستش دارم :)

پ ن : امیدوارم بزودی این خستگی تموم بشه

۲۰ مرداد ۹۵ ، ۱۲:۵۶ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
زهیر

#بدون کد زدن بهتر است بمیرم !

چند روز پیش آموزشا جاوا اسکریپت تموم شد ... از همون روز کد نویسی چند تا پروژه و پلاگینو بصورت تمرینی دارم انجام میدم ... همین الان یکیشون تموم شد ... هر روز که دارم میرم جلو خودمو بیشتر به کد وابسته میبینم ... یه جوری جدا شدن از اونا سخته هرجایی میرم لپ تاپم همراهمه ... دقت کنید هرجایی ! ... یجورایی شریک زندگیمه و تنها راه جداییمون مرگه همین !
تا قبل شروع پروژه ها احساس میکردم هنوز مفاهیمو خوب نفهمیدم ولی خب بیشتر این احساس ناشی از وسواسی بودنم بود و الان که وارد کدنویسی پروژه ها و پلاگینا شدم میبینم واقعا مسلطم ... البته بازم نیاز به تمرین هست ...
یه چیز دیگه هم که میخواستم بگم اینه دارم همین قالب وبلاگ رو برا مدیریت محتوای وردپرس پیاده سازی میکنم ... به احتمال خیلی زیاد در آینده ای نزدیک به وردپرس نقل مکان میکنم آخه وردپرس انعطاف پذیر تره و محدودیت نداره ... بزودی منتظر وبسایت شخصیم باشین :)
۱۲ مرداد ۹۵ ، ۰۴:۴۹ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
زهیر