گاه نوشته های یک طراح وب

اینجا تجربیات و گاه نوشته های روزانمو قرارمیدم

۲۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «front-end web developer» ثبت شده است

#بعد این چند هفته یا یک ماه چیز وار

چند هفته اخیر نمیدونم شاید هم بگم یک ماه اخیر وضعیت جالبی رو شاهد نبودم ... امروز این وضع تموم شد ... دریغ از اینکه بتونم تو این مدت برنامه نویسیو منسجم پیش ببرم ... ولی خب بالاخره تموم دوباره همه چیزُ جمع و جور کردم ... شاید این وقفه نیاز بود ولی خب یکم طولانی بود ...
بگذریم ... امشب نشستم و پروژه تمرینی شی گرایی Php رو پیش بردم و به جاهای خوبی رسیدم ... این پروژه های تمرینی خیلی حس خوبی بهم میده ... باید روزانه پیش ببرمشون ...
اینجا هوا خیلی گرم شده ... چند روزی هستش که شاهد قطعی برق خوابگاه هستیم ... تو بالکن هم بعضی شبا خوبه باز روزا گرمه در واقع نمیدونم با کدوم ساز برقصم تو بالکن بخوابم یا اتاق ...
هفته آینده هم که دهن سرویسی شروع میشه تایم سلف دانشگاه تغییر میکنه و از ناهار هم خبری نیست و باید دنبال فست فودی بگردیم که تو این یه ماه تو این شهر کم پیدا میشه ...
یک هفته دیگه هم امتحانا مسخره دانشگاو (گاو برازنده این مکان است) شروع میشه ... کلاسامون تموم شده راحت شدیم ...
امروز داشتم به این فکر میکردم که چقدر از خونواده فاصله گرفتم ... از بعد عید که خونه نرفتم ... تنها ارتباطم اینه هر چند شب یه بار فقط مامانم زنگ مبزنه اونم همه اش مکالمات تکراری ... امشب فکر میکردم اصلا تو این چند روز به خانواده فکر نکردم ... بعد امتحانا هم که میرم خونه و چند هفته باید پروسه خو گرفتن دوباره با محیط خونه رو شروع کنم ...
این مدت زیاد شور و شوفی رو توی تیم احساس نکردم ... اون جنب و جش سابق رو دیگه نمیبینم ... نمیدونم من اینجور میبینم یا واقعا جو اینجوری هست اما خب دیگه مثل سابق نیست ... یکم فعالیت های جانبی که هست باعث میشه هرکسی از کار مرتبط با خودش فاصله بگیره و من از این روند راضی نیستم ... مثلا اینکه من باید بیام و لوگو طراحی کنم به مزاجم خوش نمیاد ... من علاقه به طراحی هویت بصری و از این قبیل کارا ندارم حالا اگه طراحی رابط کاربری بود که باهاش حال میکردم ... به هرحال باید با تیم مطرح کنم ... دلیل نمیشه چون کار با فتوشاپ رو بلدم به طراحی لوگو و از این قبیل کارا هم مسلط و علاقه مند باشم ... این گله ای هستش که دارم و تا این مشکل حل نشه محیط کار برام غیر قابل تحمل میشه ... چون من دنیای برنامه نویسیو به این کارا ترجیح میدم ... و اگه این کارا باز بخواد وقتمو بگیره مجبورم از تیم کناره بگیرم ... بنظرم اگه هر کسی بخواد یه تخصص رو بگیره و تو اون قسمت کار کنه خیلی بهتره تا اینکه آچار فرانسه باشه ... هرجایی که بخواد باعث بشه پیشرفتم کند بشه یا سنگ جلو پام بزاره رو ترک میکنم حالا میخواد تیمم باشه که با تمام وجود ستایشش میکنم یا خانواده یا هرجای دیگه ...

پ ن : این بند آخر رو نوشتم تا هر از چندگاهی اینا رو بخودم یادآوری کنم :)
۰۴ خرداد ۹۶ ، ۰۳:۲۱ ۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
زهیر

#شروع زندگی بدون این چیزها

چند وقتی بود که ذهنم درگیر این بود که این شبکه های مزخرف عجتماعی رو حذف کنم یا نه بالاخره دیروز تصمیمم رو گرفتم ... اینستاگرام و تلگرام از روی گوشی حذف شد ... تلگرام هم فقط روی لپ تاپم دارم اونم فقط و فقط بخاطر آنیف ... البته مشخص نیس احتمالش هست اونم حذفش کنم ...

این مدت خوب بوده ... درگیر برنامه نویسی PHP هستم ... خیلی دارم باهاش حال میکنم ... تصمیم گرفتم جدای از خود برنامه نویسی سمت سرور ، طراحی رابط کاربری و برنامه نویسی سمت کاربر رو هم جدی دنبال کنم چون احساس یه خلا تو کارم دارم ... اصلا یکی از دلایلی که طراحی وب رو انتخاب کردم علاقه ام به طراحی و رنگ ها بود ... پس اینو هم باید تو برنامه ام بزارم ... باید بیشتر وبسایت های انگلیسی رو بخونم . مقالات خوبیو ارائه میکنن نسبت به خیلی از سایتای ایرانی که محتوای زیاد جالبی ندارن . البته یه وبسایت ایرانی هست که این مقالات رو ترجمه میکنه و کارش واقعا خوبه ، همچنین دوره هایی که برگزار میکنه عالیه . دوستانی که به طراحی و برنامه نویسی وب علاقه دارید وبسایت راکت رو دریابید .

در آخر هم فقط میتونم بگم حس یک نوع رهایی رو دارم بعد حذف این برنامه های مزخرف و وقت گیر ... به نظرم دارم با خودم آشتی میکنم و تا حدودی هم خوش میگذرونم ... اما بیشتر از همه میتونم روی کارم تمرکز کنم و این خیلی خوبه :)

۰۹ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۲:۴۷ ۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
زهیر

#بعد این تعطیلات

امروز صبح ساعت 4 صبح رسیدم زاهدان ... اومدم خوابگاه ... رفتم یه دوش بگیرم که متاسفانه مسعولین یادشون رفته بود آبگرم کن خوابگاه رو روشن کنن ... این تا اینجای کار ... یکم با بکس فک زدیم بعدش خوابیدم ... الان هم بیدار شدم و دارم اینا رو مینویسم ... امروز کلیپی رو دیدم که تو استارتاپ یه تیکه از مصاحبه من رو هم نشون میداد برام جالب اولین بار بود داشتم جلو دوربین مصاحبه میکردم و صد البته مضحک :دی کلیپ رو آخر همین پست میزارم .

از تعطیلات بگم ... که خوب بود ... تقریبا بجز همون 48 ساعتی که با رفقام رفتیم بیرون شهر جایی که هیچکی نبود ، هیچ تفریح خاصی نداشتم یعنی همون 48 ساعت برام کافی بود ... بقیه اش رو تو خونه برنامه نویسی میکردم ، فیلم میدیدم و یا کتاب میخوندم ... یکی از خوبی های این سال جدید (که این عنوان به نظرم کلیشه ای و مزخرفه اما چاره ای نیست ) اینه که همون اول با کتاب خوندن شروع کردم ... کتاب بیگانه کامو رو خوندم بشدت جذب شخصیت داستان شدم ... در حال حاضر هم دارم کتاب 1984 جورج اورول رو میخونم این کتاب رو قبلا دوبار تا نصفشو خونده بودم اما هر دوبار به موانع مزخرفی همچون امتحانات نهایی و کنکور برخوردم و نتونستم کامل بخونمش و حسرت میخورم که چرا بجای خوندن کتاب های پربار وقتمو صرف درس خوندن و یادگیری فرمول های کصُشعر کردم ... البته با اینکه فقط یه سال کنکور رو درس خوندم اما هنوز هم از وقتی که براش گذاشتم پشیمونم با اینکه نتیجه دلخواهمو گرفتم ... بگذریم گذشته دیگه اهمیت نداره الان دیگه این اشتباه رو نمیکنم ...

خب از کارایی که تو تعطیلات انجام دادم میگفتم ... کار با git و github رو یاد گرفتم ... زبان php رو تا اونجایی که مشخص کرده بودم پیش بردم ... کار با پایگاه داده و ارتباط اون با php و دستورات زبان sql رو کار کردم ... کلا وارد یه دنیای جدیدی توی برنامه نویسی شدم و از این بابت خوشحالم ... خوشحالم که برنامه نویسی وجود داره و هست و وجودش به وجودِ تهی من معنا میده و این خودِ لذته ... و این خودش کلی بهم انگیزه میده ...

مدتیه چشامو میبندم و فقط خودم رو خارج از ایران میبینم .... همینکه اونجا بدور از هرچی آشنا باشم برام کافیه ... اما خب هنوز زوده برا اون موقع ... برای قدم اول بعد این چند سال باید برای رفتن به تهران فکر کنم ... یکی از دوستان گرافیستم هم همین برنامه رو داره ... تا بینیم چی پیش میاد ... یه مصاحبه ای رو چند وقت پیش بی بی سی فارسی با یه نویسنده ایرانی که به هلند مهاجرت کرده بود و کتاباش تو هلند خواننده های زیادی داشت انجام داده بود یه حرف خیلی خوبی زد که من رو بیشتر به مهاجرت علاقه مند کرد گفتش که مهاجرت باعث میشه آدم تو اون این حیطه کاریش بهترین باشه میگفت حتی اگه تو دزد هم باشی بعد مهاجرت به یه کشور با یه لول بالاتر یه دزد حرفه ای میشی ... حالا من که نمیخوام دزد بشم :دی ولی مثالش خیلی قشنگ بود ... کلا فکر کردن درباره اینا برام خوشاینده و لذت میبرم ...


۱۷ فروردين ۹۶ ، ۱۶:۳۲ ۷ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
زهیر

#فقط من این مشکلو دارم ؟

نمیدونم چرا هروقت آدم هایی که با کاری که میکنم مرتبط نیستن اطرافم هستن نمیتونم حتی یه خط هم کد بزنم ... نمیدونم فقط من این مشکلو دارم یا بقیه هم عینجورین ؟! :دی

۰۳ فروردين ۹۶ ، ۱۶:۳۸ ۳ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
زهیر

#اینم خدمت دوستانی که میگن میز من تمیزه :دی

mize khabgah

پ ن : این میز کار خوابگاهه ... البته این روز خوبش بودا ... بدتر از اینم هست که به موقع اش رونمایی میشه :دی

۱۸ دی ۹۵ ، ۲۳:۴۴ ۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
زهیر

#به فاک رفته را حرف مفتیست کار

یکشنبه شب به فاک عظما رفتم و اون چیزی که انتظارش رو میکشیدم بالاخره اومد سراغم ... تب و سرماخوردگی ... شب اولو تو خواب هذیون گفتم (طبق گفته هم اتاقیا) ... شب دوم و سوم تب نداشتم خلاصه اینکه ... بدون رفتن به دکتر مشکلم حل شد ... باید از مادر جان عزیز بابت پیشنهاد واکسنی که قبل از شروع ترم زدم تشکر کنم ... خلاصه اینکه تا امروز کلا به فاک بودم و تنها کار مفیدی که کردم همون دیدن سریال Hannibal بود ...
کم کم دیگه داشت حالم از خودم به هم میخورد ... امروز به خودم اومدم با اینکه دیر از خواب بیدار شدم ولی تونستم به مبحث فرم ها تو PHP رسیدگی کنم ...
اگه همین برنامه نویسیه نبود وجودم کلا بیهوده بود ... مثلا چیکار میکردم ؟ مثل اکثریت یا مثل خر درس میخوندم ( اصلا برای من گزینه مناسبی نیست چون از درس متنفرم ) یا هم مثل جمعی از دیگر از همون اکثریت تو فعالیت های عجتماعی نظیر فلان انجمن یا فلان کانون که فقط و فقط پر از خاله زنک ها و خایه مال های تخمی هستش عضو میشدم که اصلا حال نمیکنم ... نه برای منی که از اجتماع این آدما نفرت دارم ... هرچی از این اجتماع دورتر بودم برام بهتر بوده ...
خوبی این دو سه نفری که با هم تو تیم هستیم اینه حد اقل زیاد فَک نمیزنن اکثر مواقع ساکتن و دارن کارشونو انجام میدن و یه هدفون گذاشتن و موزیک گوش میدن ... این خودش دلیل خوبیه که باهاشون حال کنم ...
اگه بخوام همین الان آرزویی داشته باشم زندگی تو قطب شمال ، خودم تنهای تنها با لپ تاپم ... فقط اگه امکانات فراهم باشه و یه خط اینترنت و برق هم باشه دیگه چیزی نمیخوام به گوشی هم نیازی ندارم
زندگیم بدون این 4 تا چیز بیهوده اس : کُد زدن ، کتاب ، موزیک ، فیلم
۱۳ آبان ۹۵ ، ۰۱:۱۲ ۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
زهیر

#تعامل HTML CSS JavaScript PHP و اتمام یادگیری Ajax

قبل از اینکه یادگیری PHP رو شروع کنم تو دوره جاوااسکریپت یکمی AJAX رو کار کرده بودم ولی به تسلط نرسیدم و درکش نکردم چون یه بخش خیلی مهمش وابسته به PHP بود ... امشب با چندین بار تمرین پروژه وبلاگ تونستم به راحتی درخواست AJAX رو با جاوا اسکریپت بفرستم سمت سرور و اطلاعات رو بدون رفرش شدن مرورگر تو صفحه نمایش بدم ... خیلی جذاب بود ... خوب شد PHP رو شروع کردم تا قبلش فکر میکردم هرچی هیجان بود تو همون جاوا اسکریپت خلاصه میشد اما الان که تعامل این چندتا زبان رو با هم دیدم کلی ذوق مرگ شدم ... انقدر با این تعامل حال کردم که 4 بار این تمرین رو از اول کد زدم ... 

خلاصه اینکه امشب خیلی حال داد :)

ajax

۰۷ آبان ۹۵ ، ۲۱:۵۰ ۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
زهیر

#سورپرایزی در راه است ...

goodnews

۰۴ آبان ۹۵ ، ۲۰:۲۳ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
زهیر

#جاوا اسکریپت خاص تر از همیشه !

همونجور که تو پست قبل گفتم تصمیم به یادگیری شی گرایی با زبان جاوا اسکریپت کردم ... اوایلش خوب بود ... بعد متوجه شدم یه سری چیزا تو جاوا اسکریپت فرق داره ... شی گرایی رو نمیتونم فعلا با جاوا اسکریپت یاد بگیرم ... برای همین برای دومین بار میخوام برم سراغ php ( روانی هم خودتونین ! )‌ ... احتمالا به این زودی شی گرایی جاوا اسکریپت به کارم نیاد همون شی گرایی php بیشتر برام کاربرد داره ... دیگه از همین الان php رو ادامه میدم ... سمت کاربر رو تقریبا به یه جای خوبی رسوندم بهتره یکم به سمت سرور هم رسیدگی کنم ... همین که با پایگاه داده و پردازش اطلاعات سمت سرور کار نکردم خیلی مانع کارم بوده تا الان و باید یاد بگیرم ... پس برای بار دوم میگم : 

hellophp

۲۶ مهر ۹۵ ، ۱۰:۴۴ ۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
زهیر

#شروع پاییز و پایان mr robot

بالاخره این تابستون هم تموم شد ... راستش به جز تعطیلات دانشگاه هیچ خوبی نداره این تابستون ... همین که هوا گرمه خودش کلی رو اعصابه ... حالا رسیدیم به پاییز عزیزتر از جانم ... پاییز رو از بهار هم بیشتر دوست دارم ... حس خوبی داره ... دوست دارم بیشتر تو این فصل شعر بخونم ، چایی و نسکافه نوش جان کنم و پشت سیستم از کد ها لذت ببرم ... در ضمن یکی از بدی های تابستون این بود که نمیشد نسکافه بخوری ... نه اینکه هوای بندر کم شرجیه برا همین :D خیلی چیزماتیک میشه و کلا هوای گرم حال گیری بود ... به هرحال تموم شد بهتره زیادی پشت سرش حرف نزنم ... فعلا که دارم با پاییز حال میکنم ... 

راستی امشب قسمت 12 فصل دوم سریال Mr robot هم اومد و فصل دومش تموم شد ... واقعا که این سریال من یکیو بدجور تو کف گذاشت مخصوصا با این قسمت 12 که کلا ذهنمو درگیر کرده که فصل 3 چی میشه چون بدجور عجیب تموم شد یه اتفاقایی افتاد که انتظارشو نداشتم ... حالا باید منتظر باشم تا تابستون آینده ... یه خبر خوب هم که تو یه سایت به نقل از خود Sam Esmail نویسنده و کارگردان این سریال خوندم این بود که این سریال تا 5 فصل منتشر میشه ... خوبیش اینه مطمئنم ادامه داره با توجه به استقبال خوبی که شده ... به هر حال برای فصل جدید روز شماری میکنم :)

فعلا دارم روی یه سری مباحث پیشرفته css کار میکنم ... بیشتر دارم با transform ها ، transitions و Perspective سر و کله میزنم اینارو که تموم کردم از همین ویژگی ها برای ایجاد انیمیشن های تحت وب استفاده میکنم ... بعدش هم اینارو ترکیب میکنم و با jQuery چند تا پروژه توپ میسازم :)

برنامه زبان هم به خوبی پیش میره ... به نظرم روش خوبیو انتخاب کردم ... و مطلب دوم رو هم چند روز پیش تو انگلیشیسم منتشر کردم ... ممنون از همه دوستانی که نکاتی رو برای یادگیری بهتر گوشزد کردن دم همتون گرم ...

خب دیگه حرفی نمونده بجز اینکه از پاییز لذت کامل ببرین :)

my paiiiz

۰۱ مهر ۹۵ ، ۲۳:۲۸ ۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
زهیر