گاه نوشته های یک طراح وب

اینجا تجربیات و گاه نوشته های روزانمو قرارمیدم

۳۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «زهیر خنیاگر» ثبت شده است

#شروع زندگی بدون این چیزها

چند وقتی بود که ذهنم درگیر این بود که این شبکه های مزخرف عجتماعی رو حذف کنم یا نه بالاخره دیروز تصمیمم رو گرفتم ... اینستاگرام و تلگرام از روی گوشی حذف شد ... تلگرام هم فقط روی لپ تاپم دارم اونم فقط و فقط بخاطر آنیف ... البته مشخص نیس احتمالش هست اونم حذفش کنم ...

این مدت خوب بوده ... درگیر برنامه نویسی PHP هستم ... خیلی دارم باهاش حال میکنم ... تصمیم گرفتم جدای از خود برنامه نویسی سمت سرور ، طراحی رابط کاربری و برنامه نویسی سمت کاربر رو هم جدی دنبال کنم چون احساس یه خلا تو کارم دارم ... اصلا یکی از دلایلی که طراحی وب رو انتخاب کردم علاقه ام به طراحی و رنگ ها بود ... پس اینو هم باید تو برنامه ام بزارم ... باید بیشتر وبسایت های انگلیسی رو بخونم . مقالات خوبیو ارائه میکنن نسبت به خیلی از سایتای ایرانی که محتوای زیاد جالبی ندارن . البته یه وبسایت ایرانی هست که این مقالات رو ترجمه میکنه و کارش واقعا خوبه ، همچنین دوره هایی که برگزار میکنه عالیه . دوستانی که به طراحی و برنامه نویسی وب علاقه دارید وبسایت راکت رو دریابید .

در آخر هم فقط میتونم بگم حس یک نوع رهایی رو دارم بعد حذف این برنامه های مزخرف و وقت گیر ... به نظرم دارم با خودم آشتی میکنم و تا حدودی هم خوش میگذرونم ... اما بیشتر از همه میتونم روی کارم تمرکز کنم و این خیلی خوبه :)

۰۹ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۲:۴۷ ۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
زهیر

#من اون فصلِ سردم وقتِ تعویض لباساته

پاییز با همه خوبیاش تموم شد :)

نمیدونم از اومدن زمستون خوشحال باشم یا نه ... همینکه هوا سرده خودش خوبه اما دلم برای برگ زرد درختا تنگ میشه ...

اینجا هم از چند روز پیش هوا سرد شده ... البته زیاد برا من فرقی نداره چون بیشتر یا تو مرکز رشد پشت سیستمم یا تو اتاق ... این پروژه C# خیلی منو درگیر کرده ... به یه درک خوبی از شی گرایی رسیدم ...این پروژه رو هم دارم سعی میکنم کامل بنویسم تا اگه بشه بعدا با تیممون تکمیل کنیم و بفروشیمش .... روی UI پروژه هم کار کردم که با اکثر پروژه های C# که قبلا دیدم تفاوت داره و جذاب به نظر میرسه ... خلاصه اینکه شب و روز و تمام اولویت هام شده این پروژه و بجز اون به هیچ چیز دیگه فکر نمیکنم ...

زیاد هم از تبریک گفتنای کلیشه ای خوشم نمیاد و بنابراین انتظار نداشته باشین یلدا یا هر مناسب دیگه ای رو تبریک بگم ... :دی

امیدوارم زمستون هم مثل پاییز خوب باشه :)

۳۰ آذر ۹۵ ، ۱۳:۲۴ ۶ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
زهیر

#خسته اما راضی !

از هفته پیش درگیر تمرین برای امتحان برنامه نویسی پیشرفته بودم ... البته بیشتر برای تمرین شی گرایی اینکارو انجام دادم و فکر میکنم به تسلط خوبی تو این مبحث رسیدم ... امتحان هم دوشنبه بود که خوب دادم ... راستش تنها درسی که باهاش حال میکنم و اصلا سر کلاس خسته نمیشم همین درسه ... علاوه بر علاقه ، تسلط استاد و انتقال مطالب به بهترین نحو عامل اصلی بوده ...

این هفته ، هفته پژوهش بود و از روز یکشنبه یه نمایشگاهی تو دانشگاه برگزار شد که تیم ما هم یه غرفه داشت من چند روز اولُ نتونستم اونجا فعال باشم بیشتر به خاطر امتحان لعنتی بود و یه بخشیش هم به خودم بر میگرده که از جای شلوغ نفرت دارم ... دیروز هم فقط صبح یه سر رفتم و شب و عصرُ هم پیچوندم ... ولی امروز به خاطر کم کاری های روزای قبل از صبح اونجا بودم تا چند ساعت دیگه هم باز باید برم ... در کل نمایشگاه باحالیه و با رفقا دور هم خوشیم ولی این شلوغیه یکم رو اعصابه :/

امشب هم قراره اون پروژه #سورپرایزی در راه است رو ادامه بدیم ... راستش این مدت انقدر درگیر بودیم که نتونستیم این پروژه رو جلو ببریم ... بیشتر درگیر چاپ ماهنامه تخصصی تیممون بودیم ... آخر هم چاپ شد ... یه کار مینیمال و تر و تمیز که خودم خیلی باهاش حال کردم ...

mahname

۱۸ آذر ۹۵ ، ۱۶:۲۰ ۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
زهیر

#برداشت من از کتاب کوری

blindness

بالاخره بعد مدتها ، هفته پیش کتاب کوری رو تموم کردم و میخوام برداشتم از این رمان رو با شما دوستان اشتراک بذارم .

ادامه مطلب...
۳۰ آبان ۹۵ ، ۰۵:۲۸ ۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
زهیر

چالش میز کار

استارت این چالش رو یک آشنای عزیز زدن و دلارام جان منو به این چالش دعوت کرد که همینجا از هر دو این عزیزان تشکر میکنم ...

و اما ...

اینم میز کار من :))))

پ ن : تصویر توی مانیتور هم لحظه ای هستش که میخواستم تو وبلاگ دلارام جان نظر بدم :دی

پ ن جدید : به میز کارهایی که دوست داشتم رأی هم دادم ... اگه دوست داشتین برای رأی دادن به وبسایت چالشها مراجعه کنین .

mizekar1

mizekar2

۲۲ آبان ۹۵ ، ۱۶:۵۰ ۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
زهیر

قهوه + کد = بیخوابی

از روزی که استاد گفته پروژه درس پیشرفته رو بنویسم کلا چسبیدم بهش و تا همین یک ساعت پیش مشغول نوشتنش بودم ...
از امروز بگم ... طبق برنامم قرار بود ساعت 9 از خواب بیدار بشم ... ولی نمیدونم این چند روز کلا احساس خستگی میکنم و همش یکی دو ساعت دیر بیدار میشم ...
خلاصه اینکه امروز ساعت 10 بیدار شدم و با بروبچ یه چایی زدم و با مهدی رفتیم تو سایت دانشکده ... زیاد وقت نشد بشینم پروژه رو پیش ببرم چندتا تغییر کوچیک و اعمال کردم و بعدش رفتیم سلف ... بعد سلف هم حل تمرین پیشرفته بود که کلا خیلی مزخرف بود چون یارو خیلی گیج میزد ... بعد از اون رفتم مرکز رشد دیدم بچه ها مشغول پروژه نرم 2 هستن ... منم نشستم و تو وب گشتم و یکم تلگراممو هم چک کردم ... هنوز اون احساس خستگیو داشتم ... برگشتم خوابگاه و تا ساعت 6 خوابیدم ... سریع لباس پوشیدم و رفتم مرکز رشد دیدم احسان و مجتبی نشستن ... گفتم من دیگه دارم دیوونه میشم ، این خستگی حالمو گرفته ... رفتم تو آشپزخونه چند دقیقه منتظر موندم تا آب جوش بیاد ... اومدم و تا دو فنجون قهوه زدم ... حالم بهتر شد ... قرار شد بعد سلف منو مجتبی و احسان بریم سالن مطالعه ... بعد سلف رفتم اتاق احسان اینا و باهم رفتیم سالن مطالعه ... من نشستم روی پروژه C# کار کردم و احسان هم داشت یه ربات تلگرام مینوشت ... مجتبی هم برا امتحان فردا میخوند ...
ساعت 2 تقریبا پروژه رو به آخراش رسوندم بقیشو گذاشتم برا فردا ...
احسان هنوز داشت با رباته سر و کله میزد ... کلی باگ داشت و واقعا رو اعصاب بود ... منم رفتم کنارش تا با هم ببینیم چیکار میتونیم انجام بدیم ... نشستیم و جستجو کردیم و به نتیجه ای نرسیدیم ... مجتبی ساعت 2:40 گفت من برم خوابم میاد ... منو احسان نشستیم ... من دیگه بیخیالش شدم چون کدا رو خودم ننوشته بودم ...
الانم ساعت 4 هست و من و احسان تو سالن مطالعه هستیم همه رفتن ، فقط ما دو تا موندیم با یه نفر که اون ته نشسته و من نمیشناسمش ... اگه به لطف اون دو فنجون قهوه نبود تا الان خواب بودم ... احسان داره با باگ های ربات دست و پنجه نرم میکنه و من دارم این پست رو مینویسم ... خیلی خیلی خستم اما کاملا راضی :)
پ ن : رفقا شرمنده خیلی خیلی درگیرم و فرصت نکردنم به وبتون سر بزنم حتما سر فرصت اینکارو انجام میدم ...
پ ن 2 : چند روز پیش اولین نفری که پست گذاشت که میخواد بره مریم بود و برای منی که فضای وبلاگش رو دوست داشتم زیاد خوشآیند نبود ... به دنبالش دلارام هم یه پست گذاشتم اما خوشبختانه پاکش کرد و الان هم میبینم که پست جدید گذاشته و سر فرصت باید بخونمش ... بعدش هم نوبت به فابر کاستل عزیز رسید ... واقعا انتظارشو نداشتم این دوستان حرفی از رفتن بزنن ... دلارام که برگشت ... سینا هم که یه خداحافظی موقتی انجام داد اما نفهمیدم واقعا تو اون پست فازش چی بود ... ولی بازم برگشت تا از رئیس جمهور شدن ترامپ خبر بده ... امیدوارم بقیه هم برگردن دلم برای پستاشون تنگ میشه :)
پ ن 3 : امروز که داشتم تو دانشگاه میچرخیدم بجای اینکه بحث خود ترامپ باشه بحث دختر ترامپ بود ، از اشتراک گذاری عکسش تا توصیف فلان جاش ... و این نشون میده چرا هنوز به ما میگن جهان سوم ... من هنوز این مردم کسخل رو درک نکردم که انقدر پیگیر حواشی و این چیزا هستن ... ولی بازم گور بابا همشون به من چه بزار هر چوبی دراز تره بکنن تو فلان جاشون ... والا اعصاب نمیزارن برا عادم ...
پ ن 4: عکس هم منو احسان همین الان :))))
awake
۲۰ آبان ۹۵ ، ۰۴:۱۱ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
زهیر

شبی با john lennon عزیز

دیروز فول آلبوم کامل جان لنون رو گرفتم ... انقدر آهنگاش قشنگه که هرچی بگم کم گفتم تا قبل از این فقط دو تا آهنگش رو شنیده بودم ... اما تو این فول آلبوم آهنگای فوق العاده کم نداشت ... سبک خوندن و سادگی کارهاش منو یاد فرهاد مهراد انداخت ... امشب تصمیم گرفتم آهنگ Love از جان لنون عزیز رو با شما رفقام به اشتراک بزارم تا باشد که به او و آثارش ایمان بیاورید :)

+ متن آهنگو تو ادامه مطلب گذاشتم

ادامه مطلب...
۰۶ آبان ۹۵ ، ۲۳:۲۵ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
زهیر

#و این هم روند کار callback function ها در جاوا اسکریپت

آموزش های زبان اصلی خیلی کمک میکنن ... خوبیش اینه یه سری چیزا رو متوجه نمیشی بعدش خودت میری و با جستجو تو نت یاد میگیری و چون خودت شخصا پیگیری بودی و لقمه آماده نبوده برای همیشه یادت میمونه و این خیلی خوبه :)

callbackFunction

۲۱ مهر ۹۵ ، ۰۲:۰۵ ۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
زهیر

#انعطاف پذیر شدم

طی 10 روز گذشته وقت نشد که انگلیشیسم و این بلاگ رو آپدیت کنم ... یکم سرم شلوغ بود ... میخواستم به یه نیمچه ثباتی تو برنامه ریزیم برسم ... فعلا که خوب پیش رفته فقط باید یجوری زبان رو تو برنامه قرار بدم ... یکم این درسا فشار میارن اما خب میشه یکاریش کرد ... زبان رو همون آخر شب بزارم بهتره با خیال راحت هم سریالو میبینم هم زبانو همزمان تمرین میکنم ... انگلیشیسم رو هم سعی میکنم کم کم آپدیت کنم :)

در حال حاضر دارم روی شی گرایی با جاوااسکریپت کار میکنم ... درسا رو هم سعی میکنم بخونم تا مثل ترم قبل به فاک نرم ...

این روزا بیشتر از همیشه موزیک گوش میکنم ... قرار شده امشب یکی از رفقا آرشیو خوبی از آهنگای راک خارجی رو بیاره تا مصرف کنم و برم تو فضا ... هیچی مثل گیتار الکتریک روحمو ارضا نمیکنه هیچی !

اینم فایل برنامه ریزی میتونین استفاده کنین : دانلود


پ ن چهارشنبه - ۲۱ مهر ۱۳۹۵ : امروز 3 بار پلی لیستم تموم شد و باز هم پلی کردم ... موزیک نبود من میمردم ... باز هم دم پاییز گرم با این حس عالی که داره :)

۱۹ مهر ۹۵ ، ۱۰:۴۸ ۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
زهیر

#برنامه عزیز لطفا انقد تغییر نکن

خب همونجور که تو پست قبل گفتم  php رو شروع کردم و از طرفی گفتم فعلا جاوااسکریپت رو همینجا نگه میدارم ... این چند روز رو فکر کردم و نتوستم بدون جاوااسکریپت عزیزتر از جانم ادامه بدم تصمیم گرفتم فعلا با همون جاوااسکریپت ادامه بدم ... با اینکه دوست ندارم این حرفو بزنم ولی میگم php عزیز هنوز خیلی زوده که بیام سراغت پس بیخیال من شو و فعلا وسوسه ام نکن !‌ :)

اینجا فقط میمونه برنامه ریزی خوب ! چون از یه طرف درسا دانشگاهه که این ترم باید پاس کنم (با توجه به اینکه ترم قبل رو مشروط شدم  :D) از طرف دیگه هم خود برنامه نویسی و زبان انگلیسی هست ... امروز فرصت خوبیه برای هفته آینده یه برنامه ریزی خوبی داشته باشم ...

تو دانشگاه هم با دو تا از رفیقام تو مرکز رشد یه غرفه گرفتیم و کلا برا کار و برنامه نویسی میریم اونجا دور هم میشینم ... ضمن اینکه یه پروژه خیلی بزرگی رو هم شروع کردیم ایده اش هم از خود بچه های تیممون بوده که محض اینکه تموم شد معرفی میکنم یه سیستم جدید و باحاله ... البته چند ماهی زمان میبره تا به اتمام برسه :) 

در کل همه چیز داره خوب پیش میره و از این روند راضیم :)

۰۹ مهر ۹۵ ، ۱۵:۳۰ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
زهیر