گاه نوشته های یک طراح وب

اینجا تجربیات و گاه نوشته های روزانمو قرارمیدم

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «آنیف» ثبت شده است

#در باب نمایشگاه الکامپ

29 تیر با قطار حرکت کردم و تو یه کوپه 4 نفره بودم ... 3 نفر دیگه دوتاشون بین 30 تا 35 ساله ، و اون یکی پیرمردی بود نزدیک 65 سال ... خیلی خوش گذشت هر سه تاشون پایه بودن کلی بحث کردیم و حرف زدیم و کلی هم خندیدیم :))

صبح روز بعد ساعت 7.30 رسیدم تهران ... بچه ها توی ترمینال غرب منتظرم بودن . از راه آهن تا ترمینال رو با تاکسی رفتم . اون دوتا آقاعه که همسفرم بودن گفتن با هم تو ی مسیری تا نصفشو با ما بیا دیگه با هم رفتیم و منم ترمینال پیاده شدم ... تو سالن انتظار رفتم و دیدم محمد ، محسن ، فاطمه ، فائزه و حامد نشستن ... باهاشون سلام و احوالپرسی کردم و نشستیم تا خانم سلوکی [جا داره یه تشکر ویژه ای از ایشون بکنم چون واقعا برامون سنگ تموم گذاشتن و کلی زحمت کشیدن واقعا از ایشون ممنونم] که مسئول اسکان ما بود بهمون زنگ بزنه ...

ادامه مطلب...
۳۰ مرداد ۹۶ ، ۲۱:۳۳ ۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
زهیر

#امروز عازم تهران

چند روزی هست با بکس تیم برای حضور تو نمایشگاه الکامپ امسال رایزنی کردیم و بالاخره پریشب هماهنگیاشو انجام دادیم و تصمیم گرفتیم کل تیم با هم بریم تهران ... امروز با قطار حرکت میکنم و فردا صبح تهرانم و اونجا بقیه بچه ها رو میبینم ... کلی هیجان دارم چون قراره استارتاپای بزرگ ایرانو از نزدیک ببینم ... همچنین مهرداد یکی از دوستان بلاگی رو هم اونجا میبینم  ... در نظر داشتم یه روز برم و از نزدیک ببینمش اما فکرشو نمیکردم به این زودی :دی ... سعی میکنم درحین برگزاری نمایشگاه یا بعد اینکه برگشتم مختصری از اونچه که گذشت و عکس های مربوطه رو اینجا بزارم :)

۲۹ تیر ۹۶ ، ۰۸:۴۴ ۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
زهیر

#استارتاپ از اونچه که فکر میکنیم به ما نزدیکتره ...

از موقعی که اومدم دانشگاه اصلا ننوشتم ... همین دیروز بود نمیدونم به چه دلیلی خواستم بنویسم ... اولش از هوا بگم که عالیه ... با این وضع بادی که میوزه عادم دلش میخواد خودش بسپره بدستش و بره و بره و گم شه تو نا کجا عاباد :/

خب بریم سراغ اصل مطلب ... همون ایده ای که سورپرایز بود و همچنان هم هست البته تا 4 اسفند که قراره بریم با همون ایده تو استارتاپ شرکت کنیم ... خیلی از بخش هاش رو پیاده سازی کردیم ... ربات تلگرامش میشه گفت تقریبا آماده اس ... وبسایتش هم طراحیش رو انجام دادیم و فعلا درگیر کدهای سمت سرورش هستیم ...

PHP هم فعلا درگیر مبحث کار با فایل هستم و تا آخر همین هفته باید برم سراغ کار با دیتابیس

دیشب با محمد رفتیم نمایشگاه کتاب ... فقط محمد و دیدم و کتابا رو دیگه هیچکس نمیدیدم ، وقتی جاهایی که دوست دارم میرم همیشه این حالت رو دارم که ایندفعه شدتش بیشتر بود :دی خلاصه اینکه یک کتاب هم از محمد هدیه گرفتم ... معرفی میکنم کتاب 1984 جورج اورول که قبلا دوبار تا نصفش رو خونده بود ولی یهو به یه بن بستی مثل کنکور یا عمتحانات نهایی برخوردم که نتونستم بقیه اشو بخونم ...

هنوز کتاب عقاید یک دلقک رو تموم نکردم چون هر شب فقط یه فصلشو میخونم ...

فعلا هم دارم روی وبسایت همون ایده مورد نظر کار میکنم ... تا ببینیم چی میشه :)

۲۷ بهمن ۹۵ ، ۱۰:۳۸ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
زهیر