چند روز پیش داشتم با خودم فکر میکردم راجع به خیلی چیزا ... چیزایی که همیشه یه نوع دغدغه بوده ... خیلی از مفاهیمی که اطرافیان به ما خوروندنش ... یکم بیشتر فکر کردم ... از بیرون به قضیه نگاه کردم ... و در نتیجه ردش کردم ... وقتی که ردش کردم احساس آزادی داشتم ... اون احساس این بود خودم خدای خودم بودم ... همه چیز به خودمون بستگی داره واقعا کسی نیست که ما رو به جایی برسونه و بخوایم بر اون توکل کنیم ... اون خودمون هستیم هیچکی جز ما نیست ... فقط خود خودمون ... من به این نتیجه رسیدم ... از اون روز دیگه دارم با جدیت بیشتری جلو میرم ... خیلی هم احساس خوبی دارم ، بهترین احساسی که تو کل زندگیم داشتم ... من از زنجیر افکار خودم و یا در خیلی از موارد زنجیر افکار بقیه که دست و پای منو بسته بودن رها شدم  ... بعضی مفاهیم واقعا توی زندگی اضافی هستن بهتره دیگه نباشن ... من خودمو پیدا کردم ... میدونم چی میخوام و برای بدست اوردنش میرم جلو ...