اساسا موقعی که به آخرای ترم مخصوصا ترم دو نزدیک میشم خیلی خیلی همه چیز به هم میریزه ... بیشتر از همه خودم ... نمیدونم انگار یه چیزیم هست ... تو این یه هفته نتونستم دست به کد زدن ببرم ... البته درگیری این که خانواده منو فرستادن اینجا تا درس بخونم و من هم اوت هستم خودش هر ازچندگاهی میاد و منو بهم میریزه ... ولی خب ایندفعه این افکار با خستگی جسمی همراهه شاید تنها راه تخلیه شدنم همین نوشتن باشه ... پس مینویسم ... شاید چون خیلی وقته ننوشتم اینا همه اش جمع شده ... چیزی که بیشتر برام رو اعصابه هرجایی که میرم بحث سیرک مزخرف انتصاباته ... این به هم پریدنا و دفاع از مشتی دزد و دروغگو حالمو به هم میزنه حالا میخوان هر رنگی باشن ... اینا اگه واقعا درست بودن پشت این همه رنگ و دروغ خودشونو قایم نمیکردن ...

جدای از این میل زیادی به خوابیدن پیدا کردم نمیدونم چرا ولی هر چه بیشتر میخوابم بیشتر خستمه ... مطمئنم این که نرفتم دست به کد بشم عامل همه ایناس ... چون تنها اونا هستن که به وجود من معنا میدن ... اونا هستن که منو درگیر شرطای منطقی میکنن ... 

اینکه هنوز بعد چند روز آهنگ lucky گروه radiohead پلی میکنم و هی تکرارش میکنم فک کنم شاید دلیلی باشه که یه جای کار میلنگه بدون اینکه به تکستش دقت کنم فقط دارم تکرارش میکنم شاید هم بخاطر تنظیمشه به هرحال تو پس زمینه پلی هستش ... این آلبوم OK Computer لعنتی خیلی خوبه ... هر چی گوش میدم بیشتر دوست دارم گوش بدم ولی فعلا روی این ترک قفلم ...

دیروز با بکس تیم یه جلسه داشتیم که خیلی خوب بود ... تصمیمات خوبی گرفتیم که برای اینکه یکم منظم تر بشه کارا خیلی میتونه مفید باشه ...

2 روز پیش هم کتاب 1984 جورج اورول رو تموم کردم کتاب خوبی بود به نظرم بعد شاهکار قلعه حیواناتش این کتاب رتبه دوم رو داشته باشه ... جالبی این دو کتابی که از اورول خوندم اینه که اگه بخوای تعمیمش بدی میتونه تو هرکشوری یا ناحیه ای بخشی از این داستان درحال اتفاق افتادن باشه ... حالا انتخاب بعدیم بین کتاب "همه جا پای پول در میان است" از جورج اورول و "ماجرای عجیب سگی در شب" از مارک هادون هستش ... این کتاب دومی رو از مُنا (یکی از دوستام) گرفتم که راجع به یک نوجوونی به اسم کریستوفره که مبتلا به اوتیسمه و فک کنم از نگاه اول شخص نوشته شده و دنیا رو از دید اون میبینه ... این کتاب منو جذب کرده احتمالا اول اینو شروع کنم ...

بیش از حد به این نیاز دارم که خلوت کنم با خودم برای یه مدتی حالا این که چه مدت طول بکشه مهم نیست فقط حوصله هیچکیو ندارم ... امیدوارم بتونم از همین امروز اینکارو شروع کنم