خب بعد 2 ماه و نیم به شهر لعنتیم برگشتم ... البته دیگه فقط شهر خودم لعنتی نیست کل این کشور شده لعنتی بنا به دلایلی بعضی وقتا احساس خفگی بهم دست میده ... ولی تا وقتی که اینجام سعی میکنم از جامعه فاصله بگیرم و طبق معمول تنها چیزی که میتونه منو سرگرم کنه کد زدن و تمرین برای حرفه ای شدنه ...

خب از اینجا بگم براتون تا ظهر خوابم ... ساعتا 2 ظهر خوابم بعدش با رفیقم میریم و توی مغازش من مشغول آموزشام میشم ... اونم کارا طراحیشو انجام میده ... فک کنم کل تابستون همینجوری بگذره که از نظر من خوبه چون دارم لذت میبرم هیچ لذتی بیشتر از پرداختن به علاقه نمیشه ... فعلا هم درگیر جاوا اسکریپتم ...

دیگه سعی میکنم بیام اینجا رو بروز کنم ولی خب درگیرم ... تا ببینیم چی میشه :)