گاه نوشته های یک طراح وب

اینجا تجربیات و گاه نوشته های روزانمو قرارمیدم

#پایان

از همونجایی که بریده شدی باید شروع بشی!
داستان من تو بیان همینجا تموم میشه ... تو این مدت دوستای خوب و با مرامی پیدا کردم و آشنایی با همه شما برام افتخار بزرگی بوده و هست و خواهد بود ... دیگه اینجا فعالیتی نخواهم داشت از این بعد سعی میکنم بیشتر مطالب تخصصی حوزه کاریمو تو این آدرس قرار بدم :

ممنون که این مدت منو تحمل کردین :)
۱۰ تیر ۹۷ ، ۲۳:۲۸ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
زهیر

#این تابستون

این تابستونم متعلق به JS خواهد بود ... دوست دارم فضای تابستون دوسال پیش باشه که این تابستون نیست ولی خب با همین شکلش هم میریم جلو :)

۲۰ خرداد ۹۷ ، ۰۳:۳۸ ۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
زهیر

#پشت این جنگ ها

آخ که نمیدونی چقدر دلم خالیه و راه رفتن با دل خالی چه سنگینه

۱۳ خرداد ۹۷ ، ۱۷:۲۸ ۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
زهیر

#خروج از تیم

تقریبا یک هفته پیش تو جلسه گفتم دیگه قرار نیست تو تیم باشم و خروجمو اعلام کردم ... بعد از اتمام فاز اول پروژه همکاریم تموم میشه . دوران خوب و بد زیادی بود اما در مجموع تجربه های زیادی بدست اوردم ولی بعد دوسال دوباره باید از اول شروع کنم . با این تفاوت که این بار تجربه کار تیمی رو از قبل دارم و این خودش خیلی کمک میکنه . این روزا که بیشتر درگیر امتحانای دانشگاهم ( حوصله غر زدن هم ندارم تو این مورد ) . وقتای آزادم رو بیشتر به مطالعه جاوااسکریپت اختصاص میدم . یکم آروم تر شدم ولی نه زیاد . باید بیشتر به خودم زمان بدم . تابستون فرصت خوبیه تا بشینم و به همه چیز فکر کنم اینکه این مدت چه گذشت چی شد . همه چیز مثل یه فیلم خیلی سریع از ذهنم رد میشه . ولی هرچی هست میدونم وارد یه مرحله جدیدی شدم .

۱۱ خرداد ۹۷ ، ۱۷:۰۱ ۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
زهیر

#یادگیری

توچند سال اخیر روش های زیادی رو برای یادگیری (بیشتر منظورم برنامه نویسیه) امتحان کردم ... در حال حاضر هم با خوندن کتاب سعی میکنم زبان جاوا اسکریپت رو خوب بفهمم ... بنظرم خوندن کتاب خیلی به عمیق فهمیدن کمک میکنه تاثیرش حداقل برای من نسبت به دیدن دوره ویدیویی و روش های دیگه بیشتر بوده .

۰۸ خرداد ۹۷ ، ۱۶:۲۱ ۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
زهیر

#تکرار

هر سال همین تکرار هرسال همین تکرار هر سال خودمونو گول میزنیم که سال نو و فلان و اینا واقعیت اینه همه این چیزی نیست جز مشتی خزعبلات که ما برا خودمون ساختیم ... ما همه اش برای خودمون چارچوب ساختیم ... هیچ چیزی جذاب نیست حتی لحظه مزخرف تحویل سال یعنی چه آخه ؟؟ سال رو تحویل میدیم خودمون اصن تغییری میکنیم ؟؟؟ یه نگاه به این جامعه تخمی بندازیم ... همه ما مصرفی شدیم همه امون از عرف پیروی میکنیم نیازی نیست به جامعه نگاه بندازیم همین استوری های مسخره اینستاگرام رو یه دور بری تا آخر میبینی چقدر زندگی گه شده ... نه تبریکی میگم نه هیچ چیزی چون از این تکرار خسته شدم ... نفرت دارم از همه این رسومات مزخرف حتی اگه بگن این فرهنگ ماست و هزاران حرف مزخرف دیگه ... شاید تویی که این متنو بخونی با خودت بگی من آدم گهی هستم آره راست میگی حق داری چون من حقیقت گه این روزا رو تف میکنم تو صورتت و بدون قبل اینکه اینجا بنویسم تو خلوتم تو صورت خودم تفش کردم ... همه خنده ها مصنوعیه همه چیز حداقل میتونم بگم تو این کشور تخمی مصنوعیه ... حالم از همه چی بهم میخوره بیشتر از همه از خودم امشب هم فقط میخوام تا صبح بیدار باشم که پروژه کس و شعر آنیف رو تمومش کنم دیگه راستیتش از این پروژه خسته شدم ... هیچ لذتی تو این پروژه نیست هر موقع رد پای پول اومده وسط ریده شده همه چیز ... این پول چیه اینجوری همه چیزو احاطه کرده ... میگن این روزا دیگه عشق واقعی وجود نداره خب راستم میگن این روزا فقط عشق به پول عشق به فخر فروشی مد شده ... به من چه که آقا یا خانومی که ازدواج کردی یا با دوست پسر یا دخترت یا با زن و شوهرت میرین سفر یا فلان هدیه رو برات میگیره باید استوری مزخرفت رو تو اینستاگرام تحمل کنم که چی مثلا ؟؟؟ تو خیلی شاخی تو خیلی کول و باحالی بیخیال دیگه اینارو تو کون ما نکن خواهشا ... داری برا خودت نیگهش دار آقای کینگ خانم کویین گاییدین مارو ... این روزا هم که دیگه با تبریک گفتن های سال جدید کون خودتونو پاره کردین که فقط یکی ریپلای کنه و بشینین باهاش لاس بزنین ... حالا اون لایو های تخمی لحظه تحویل سال بماند ... انقد زندگی کیری و مصرفی و شده که هیچکی نمیخواد از لحظه لذت ببره فقط میخوان به بقیه نشونش بدن ... نباید به این وضع خون گریه کرد بلکه باید خون رید ... میدونی آدم از یه جایی بعد نمیتونه چیزی نگه خیلی وقت بود یه دل سیر ننوشته بودم امشب هم قصد نداشتم ولی دستم رفت روی کیبورد ... رفت ... رفت ... رف .. ر .. ...

۲۹ اسفند ۹۶ ، ۰۲:۵۰ ۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
زهیر

#آخرش

کل خستگی های یک سال که نه خستگی 20 سال جمع شده تو این روزای آخر اسفند نمیدونم انگار 20 ساله نخوابیدم 20 ساله خستگی در نکردم 20 ساله که نمیدونم حتی 20 سال زندگی کردم یا نه .

۲۶ اسفند ۹۶ ، ۰۱:۳۱ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
زهیر

#بکش سر دنیا فریادی از شادی دیوونه شما برقص تا صبح آزادی

لینک یوتیوب


آهنگ تو رو میخوام از کیوسک رو هم دریابین :)

۲۰ اسفند ۹۶ ، ۱۶:۳۸ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
زهیر

#از هیچ برای هیچ

ترک glass eyes از radiohead منو خیلی درگیر کرده ... پر از آشوب و آرامش میشم ... تا حالا آهنگی تا این حد به عمق وجود و استخونام نفوذ نکرده ... آهنگیه که ارزش تموم شدن رو داره ... نه دردی وجود داره نه لذتی نه هیچ چیزی ... فقط هیچ وجود داره

۰۴ اسفند ۹۶ ، ۱۲:۲۵ ۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
زهیر

#پر از تازگی

فیلم boyhood روخیلی وقت پیش دیدم اما هر چقدر که بهش فکر میکنم سیر نمیشم این فیلم پر بود از واقعیت و به قول مهراد یه غم شادیو تو خودش داشت ... از فیلمایی بود که تا حدود زیادی به واقعیت نزدیک بود و بخاطر همین برام دلنشین بود . اگه این فیلم رو ندیدین پیشنهاد میکنم حتما ببینین .

۲۱ بهمن ۹۶ ، ۱۸:۲۶ ۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
زهیر